به گزارش آهن آنلاین؛ بازار نبشی در نیمه نخست مهرماه ۱۴۰۵ وارد یکی از تندترین موجهای صعودی ماههای اخیر شد؛ موجی که برخلاف الگوی معمول بازار مقاطع، نه با افزایش محسوس تقاضای پروژهای، بلکه با غلبه فشار هزینه، رشد نرخ ارز و تغییر رفتار فروشندگان شکل گرفت. بررسی قیمت آهن آلات در بازه یک تا ۱۱ مهر نشان میدهد نبشیهای ۳ و ۶ میل در هیچیک از روزهای این دوره اصلاح معناداری نداشتند و در برخی برندها رشد قیمت به مرز ۱۳ درصد رسید. این افزایش در شرایطی رخ داده که بازار مصرف همچنان کمرمق است؛ بنابراین مسئله اصلی فقط رشد قیمت نیست، بلکه این است که آیا بازار نبشی در حال شکلدادن به یک کف قیمتی جدید است یا این جهش صرفاً حاصل بازقیمتگذاری موجودیهاست.
وقتی هزینه جای تقاضا را گرفت
رفتار قیمتی نبشی ۳، تصویر روشنی از این تغییر معادله ارائه میدهد. قیمت نبشی شکفته از ۹۵ هزار و ۴۰۰ تومان در ابتدای مهر به ۱۰۷ هزار و ۷۰۰ تومان در ۱۱ مهر رسید؛ یعنی حدود ۱۲.۹ درصد رشد. نکته مهمتر، زمانبندی افزایشهاست. این برند تا پنجم مهر تقریباً بدون تغییر ماند، در هفتم مهر به ۱۰۰ هزار تومان رسید و سپس در ۱۱ مهر جهشی ۷ هزار و ۳۰۰ تومانی را تجربه کرد. فولاد کوهپایه نیز از ۹۳ هزار و ۷۰۰ به ۱۰۴ هزار و ۲۰۰ تومان رسید و رشد ۱۱.۲ درصدی ثبت کرد، اما افزایش آن پلهایتر بود.

این تفاوت رفتاری نشان میدهد فروشندگان الزاماً همزمان و با شدت یکسان قیمتها را اصلاح نکردهاند؛ بلکه هر زمان که سطح جدید هزینه و نرخ جایگزینی برای آنها تثبیت شده، بخشی از قیمتها را بهروزرسانی کردهاند. فاصله قیمت دو برند نیز از حدود هزار و ۷۰۰ تومان در ابتدای دوره به ۳ هزار و ۵۰۰ تومان در پایان رسید؛ یعنی رشد قیمت لزوماً به معنای همگرایی کامل بازار نبوده و حتی در برخی بخشها شکاف قیمتی را بیشتر کرده است.
همچنین، در نبشی 6 نیز همین فشار مشاهده میشود. برند شکفته با رشد ۱۲.۹ درصدی از ۹۲ هزار و ۳۰۰ به ۱۰۴ هزار و ۲۰۰ تومان رسید و زنجان و آریان فولاد نیز بهترتیب ۱۱.۷ و ۱۱.۶ درصد افزایش داشتند. اینجا اما یک تفاوت معنادار وجود دارد: فاصله برندها در پایان دوره فقط حدود ۵۰۰ تومان بود. به بیان دیگر، بخشی از بازار پس از چند مرحله افزایش، به یک محدوده قیمتی مشترک نزدیک شده است.

موجودی ارزان، دیگر ارزان فروخته نمیشود
یکی از مهمترین لایههای این رشد را باید در مفهوم «هزینه جایگزینی» جستوجو کرد. اگر فروشندهای نبشی را پیشتر با قیمت پایینتر خریداری کرده باشد، در ظاهر میتواند همچنان با همان نرخ قبلی عرضه کند؛ اما زمانی که نرخ ارز و قیمت شمش بالا میرود، فروش آن موجودی با قیمت قدیمی به معنای ناتوانی از جایگزینکردن کالای فروختهشده است. در چنین شرایطی، حتی موجودی قدیمی نیز با منطق هزینه خرید بعدی قیمتگذاری میشود.
این مسئله توضیح میدهد چرا افزایش قیمت نبشی لزوماً با رشد معاملات همراه نیست. تقاضای پروژهای ضعیف باقی مانده، اما فروشنده نیز حاضر نیست برای ایجاد معامله از حاشیه امن خود صرفنظر کند. بنابراین بازار با وضعیتی مواجه شده که در آن قدرت قیمتگذاری فروشنده از قدرت خرید مصرفکننده جلو زده است. این تفاوت مهمی است؛ زیرا رشد قیمت ناشی از رونق تقاضا معمولاً با افزایش حجم معاملات همراه میشود، درحالیکه رشد فعلی بیشتر به بازتنظیم نرخ فروش برای حفظ ارزش موجودی شباهت دارد.
از همین زاویه، جهشهای هفتم و یازدهم مهر اهمیت بیشتری پیدا میکنند. این دو مقطع را میتوان نقاطی دانست که فشارهای انباشتهشده در قیمتهای پیشنهادی خود را نشان دادهاند. بنابراین برای تحلیل قیمت نبشی در ادامه مهر، صرفاً دنبالکردن نرخ نهایی کافی نیست؛ باید دید فاصله قیمت اعلامی با حجم واقعی معامله چه مسیری را طی میکند.
مرز ۵۰ درصد کجاست؟
عنوان «رسیدن قیمتها تا مرز ۵۰ درصد» زمانی معنادارتر میشود که جهش اخیر قیمت نبشی را در کنار روند بلندمدت بازار قرار دهیم. رشد ۱۱ تا ۱۳ درصدی تنها در ۱۱ روز، اگر در ادامه با موج دیگری از افزایش نرخ ارز، شمش یا هزینه انرژی همراه شود، میتواند بخشی از مسیر رشدهای بزرگتر ماهانه را تشکیل دهد؛ اما این به معنای قطعیبودن ادامه صعود نیست.
سناریوی نخست، تداوم فشار هزینه است. اگر نرخ ارز در سطوح بالاتر تثبیت شود و شمش نیز عقبنشینی نکند، فروشندگان احتمالاً قیمتهای جدید را حفظ خواهند کرد و حتی در صورت ضعف تقاضا، فضای تخفیف محدود میماند. در این حالت، رشد بعدی بیشتر از محل افزایش هزینه جایگزینی شکل میگیرد تا رونق مصرف.
سناریوی دوم، بازگشت عرضه و عقبنشینی تقاضاست. اگر دلار آرام بگیرد یا اصلاح شود و بازار شمش نیز از شتاب بیفتد، مقاومت خریداران در برابر قیمتهای جدید میتواند فروشندگان را وادار به افزایش تخفیف کند. در چنین شرایطی ممکن است قیمتهای اعلامی همچنان بالا بمانند، اما فاصله آنها با قیمت معامله بیشتر شود؛ نشانهای که پیش از هر کاهش رسمی نرخ، ضعف بازار را آشکار میکند.
بنابراین مهمترین نکته برای فعالان بازار، صرفاً عبور نبشی از مرزهای قیمتی جدید نیست. باید همزمان سه متغیر را رصد کرد؛ نرخ ارز، قیمت شمش و فاصله میان قیمت اعلامی و معاملهشده. اگر هر سه در جهت افزایشی حرکت کنند، رشد اخیر میتواند به کف جدید بازار تبدیل شود؛ اما اگر فقط قیمت اعلامی بالا بماند و معامله واقعی عقب بنشیند، بخشی از این جهش بیشتر «بازقیمتگذاری» خواهد بود تا کشف یک قیمت پایدار جدید.



