اقتصادآنلاین؛ آرمان هنرکار؛ پس از از سرگیری تنشهای نظامی میان ایران و اسرائیل از گذشته، نگرانیها درباره احتمال تشدید درگیریها و اثر آن بر بازارهای مالی بار دیگر افزایش یافته است.
یکی از دغدغههای مهم فعالان بازار سرمایه از جمله سرمایهگذاران خُرد نیز احتمال تکرار تجربه تعطیلی بورس در جریان جنگ اخیر است. تجربهای که طی آن معاملات بازار سهام از ۹ اسفند تا ۲۹ اردیبهشت متوقف شد و بسیاری از سرمایهگذاران، نهادهای مالی و کارگزاریها را با چالش مواجه کرد.
در همین راستا، خبرنگار اقتصادآنلاین در گفتوگو با کمال خانزاده، تحلیلگر بازار سرمایه، دیدگاه او را درباره ضرورت فعال ماندن بازار سرمایه در شرایط بحرانی، تجربه کارگزاریها در دوره تعطیلی بورس و الزامات حمایتی از نهادهای مالی جویا شده است.
این گفتوگو را میخوانید.
*همزمان با تشدید تنشها میان ایران و اسرائیل، فعالان بازار سرمایه نگران هستند که مبادا بورس مانند تجربه تلخ بسته ماندن بازار از ۹ اسفند تا ۲۹ اردیبهشت دوباره تعطیل شود. نظر شما در این حوزه چیست؟
من شخصاً موافق باز ماندن بازار سرمایه هستم. اگر نگاه کنیم، حتی بورس روسیه و بورس اوکراین هم در شرایط جنگی باز بودهاند. حتی بورس اسرائیل نیز مدت زیادی متوقف نماند.
به نظر من بازار سرمایه هم باید مانند سایر بازارها باشد. بازار مسکن را در نظر بگیرید؛ با وجود اینکه ریسکهای زیادی متوجه ساختمانهای تهران و یا سایر شهرهایی که شدیداً مورد اصابت موشک قرار میگرفتند و داراییهای فیزیکی بود، معاملات در این بازارها متوقف نشد و بازار به کار خود ادامه داد.
بازار خودرو، طلا و سایر بازارها نیز همین وضعیت را داشتند. بنابراین نگاه به بورس هم باید همین باشد. تحلیلگران و فعالان بازار خودشان بر اساس تحلیلهایشان دارایی خود را بین صنایع مختلف جابهجا میکنند.
پویایی بازار اهمیت زیادی دارد. امروز هم دیدیم که حجم معاملات بالا بود و نقدشوندگی مناسبی وجود داشت. مهم این است که این نقدشوندگی و پویایی حفظ شود. خوشبختانه امروز ابزارهای تحلیلی بازار بسیار گسترده است؛ از تحلیلگران حرفهای گرفته تا سرمایهگذاران مبتدی. افراد حرفهای با استفاده از سیستمهای پیشرفته تحلیلی و برخی بر مبنای هوش مصنوعی تصمیمگیری میکنند و افراد کمتجربهتر نیز میتوانند از طریق صندوقهای سرمایهگذاری وارد بازار شوند.
اگر هم اتفاق خاصی رخ دهد، مثلاً آسیبی به یک پتروشیمی وارد شود، میتوان نماد آن شرکت را متوقف کرد، افشای اطلاعات صورت بگیرد و سپس مجدداً نماد را بازگشایی کرد. بنابراین حتی در این شرایط هم موافق باز ماندن بازار هستم، بهویژه اگر سطح درگیریها در همین حد باقی بماند.
در صورتی که درگیریها بسیار گسترده و شدید هم شود، برخی صنایع وجود دارند که باز بودن بازار برای آنها ضروریتر است؛ از جمله صنایع غذایی و دارویی. پس از جنگ نیز مشاهده کردیم که این گروهها سریعتر به مدار معاملات بازگشتند و عملکرد بهتری داشتند.
به طور خلاصه، فردی که وارد بازار سهام میشود ذاتاً ریسک سرمایهگذاری را پذیرفته است. در تمام دنیا نیز سرمایهگذاری در بازار سهام با پذیرش ریسک همراه است. شاید فرهنگ سرمایهگذاری در ایران هنوز به اندازه کافی توسعه پیدا نکرده باشد، اما کسی که وارد بازار سهام میشود باید ریسک آن را نیز بپذیرد.
*آقای خانزاده، به نظرتان وضعیت کارگزاریها و نهادهای مالی در دوران جنگ چگونه و مدیریت این شرایط چقدر دشوار بود؟
این اتفاق در مقطعی رخ داد که پایان سال مالی بسیاری از شرکتها و نهادهای بازار سرمایه بود. البته قبل از شروع جنگ، حدود پنج تا شش ماه، بازار شرایط مناسبی داشت و از نظر معاملات، کارمزد و درآمد سرمایهگذاری وضعیت مطلوبی را تجربه کرده بود. همین موضوع باعث شد بخشی از درآمدهای قبلی بتواند هزینههای دوره تعطیلی را پوشش دهد.
اکنون نیز حدود ۲۰ روز از بازگشایی بازار گذشته و حجم معاملات قابل توجه بوده است. در نتیجه بخشی از درآمدهای از دسترفته در آن دو ماه تا حد زیادی جبران شده است. به نظر من کارگزاریها از این دوره عبور کردهاند و مشکل جدی در حوزه هزینههای جاری نداشتند؛ زیرا پیش از جنگ، بازار پررونقی را پشت سر گذاشته بودند و پس از بازگشایی نیز حجم معاملات مناسب بوده است.
*اما درباره اعتبارات بانکی، شنیده میشد برخی کارگزاریها با مشکل مواجه شدهاند.
کارگزاریها از بانکها اعتبار دریافت میکنند و باید اقساط و هزینههای مالی آن را پرداخت کنند. در این زمینه انعطاف خاصی از سوی شبکه بانکی مشاهده نشد.
اعتبارات کارگزاریها باید ماهانه پرداخت شوند. بانکها در پایان هر ماه اصل و سود تسهیلات را دریافت میکنند و مجدداً همان روز یا روز بعد اعتبار را تمدید میکنند. حالا فرض کنید یک کارگزاری حدود یک همت تسهیلات دریافت کرده باشد؛ هزینه مالی ماهانه چنین رقمی حدود ۲۵ میلیارد تومان میشود. اگر دوره تعطیلی بازار طولانی شود، کارگزاری باید این هزینه را نقداً پرداخت کند، در حالی که گردش معاملات و درآمدی وجود ندارد.
در چنین شرایطی کارگزاری ناچار است این هزینه را از منابع خود تأمین کند، زیرا نمیتواند آن را از مشتری دریافت کند. در نهایت بانک نیز باید سود تسهیلات را دریافت کند تا بتواند سود سپردههای خود را پرداخت کند.
*یک پیشنهاد هفتبندی مبنی بر تمدید تسهیلات کارگزاریها از سوی کانون کارگزاران به سازمان بورس ارسال شد که پس از آن به بانک مرکزی و سپس به بانکها ابلاغ شد. این پیشنهاد تا چه اندازه در تسهیل پرداخت اعتبارات بانکی مؤثر بود؟
دیگر دیر شده بود. در آن زمان بخش عمدهای از هزینهها و فشارها به کارگزاریها و مشتریان منتقل شده بود اما عملاً اقدام مؤثری انجام نشد. ضمن اینکه سپردهگذاران سود خود را دریافت کرده بودند و امکان بازگشت به عقب وجود نداشت.
برای چنین شرایطی باید از قبل دستورالعمل مشخصی با محوریت بانک مرکزی تدوین شود. اگر بازار سهام به دلیل شرایط جنگی تعطیل شد، زنجیرهای از حمایتها باید از سوی بانکها، سازمان بورس و سایر نهادهای مرتبط فعال شود.
بالاخره بانکها هم تعهد پرداخت سود سپرده دارند و نمیتوان انتظار داشت بهطور کامل از درآمد خود صرفنظر کنند، اما باید مکانیزمی طراحی شود که فشار این شرایط بین همه اجزای زنجیره توزیع شود.
*پس معتقدید باید از همان ابتدا بسته حمایتی برای کارگزاریها و فعالان بازار تعریف میشد؟
بله، اما وقتی موضوع با تأخیر مطرح شد، عملاً اجرای آن دشوار شد. سپردهگذاران سود خود را دریافت کرده بودند و امکان بازگشت به عقب وجود نداشت. به همین دلیل اگر قرار است چنین حمایتی صورت بگیرد، باید از همان روزهای ابتدایی بحران سازوکار آن مشخص شده باشد.



