به گزارش خبرنگار میراثآریا، پژوهشی تازه در دانشگاه گوتنبرگ سوئد، جایگاه صنایعدستی را از یک حوزه صرفا تولیدی و هنری فراتر برده و آن را بهعنوان بستری برای شکلگیری دانش و اندیشه علمی معرفی کرده است؛ رویکردی که میتواند درک تازهای از ظرفیتهای معرفتی صنایعدستی در جهان معاصر ارائه دهد.
این پژوهش در قالب رساله دکتری «گوستاو تانه» آهنگر، هنرمند و پژوهشگر سوئدی انجام شده و حاصل آن ارائه چارچوبی نظری با عنوان «نظریه کارگاه» است؛ نظریهای که به بررسی چگونگی شکلگیری تفکر، یادگیری و تولید دانش از رهگذر تعامل مستقیم انسان با مواد، ابزارها و تجربههای عملی میپردازد.
تانه در این تحقیق کوشیده است به یکی از پرسشهای بنیادین حوزه مطالعات دانش پاسخ دهد: یک صنعتگر چگونه میاندیشد و دانش حاصل از تجربههای عملی چگونه میتواند به عرصه پژوهش دانشگاهی وارد شود؟ او معتقد است در حالیکه صنایعدستی طی دهههای گذشته عمدتا بهعنوان موضوع مطالعه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند، ظرفیت آنها بهعنوان یک روش مستقل برای اندیشیدن و تولید دانش کمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
این پژوهشگر که سالها در حوزه فلزکاری هنری، ساخت آثار مذهبی، شمعدانها، سنگقبرها و تزئینات کلیسایی فعالیت حرفهای داشته است، صنایعدستی را شیوهای برای شناخت جهان توصیف میکند. از نگاه او، انسان در فرایند کار عملی، اندیشهها و نیتهای خود را در جهان مادی متجلی میسازد و مواد نیز با ویژگیها و رفتارهای خاص خود به این کنشها پاسخ میدهند؛ تعامل پویایی که به شکلگیری نوعی دانش منحصربهفرد و عمیق منجر میشود.
بر اساس یافتههای این رساله، صنعتگران باتجربه در جریان کار با مواد مختلف، نوعی نظام پیچیده از دانش عملی و شهودی را توسعه میدهند که حاصل سالها مشاهده، آزمون، خطا و انطباق با ویژگیهای ماده است. برای نمونه، یک آهنگر در هنگام شکلدهی فلز ناگزیر است بهصورت مستمر رفتار ماده را پیشبینی کرده، تغییرات آن را تحلیل کند و متناسب با شرایط جدید تصمیم بگیرد؛ فرایندی که شباهتهای قابلتوجهی با سازوکارهای حل مسئله و تولید دانش در پژوهشهای علمی دارد.
تانه تاکید میکند برای بهرهگیری مؤثر از این ظرفیت، لازم است زبان و چارچوب نظری تازهای برای توصیف و تحلیل «تفکر مبتنی بر عمل» توسعه یابد؛ رویکردی که در آن دستها بهعنوان واسطهای میان نیت، تجربه و ماده، نقشی فعال در شکلگیری ایدهها، شناخت و نوآوری ایفا میکنند.
کارشناسان این حوزه معتقدند نتایج این پژوهش میتواند به بازتعریف جایگاه دانش تجربی در نظامهای علمی و دانشگاهی منجر شود و زمینه را برای حضور پررنگتر هنرمندان، صنعتگران و فعالان صنایعدستی در فرایندهای پژوهشی فراهم آورد. چنین رویکردی همچنین ظرفیت آن را دارد که شکاف میان دانش نظری و تجربه عملی را کاهش داده و الگوهای نوینی برای تولید دانش میانرشتهای ارائه کند.
این تحقیق در آکادمی هنر و طراحی HDK-Valand وابسته به University of Gothenburg انجام شده است. پژوهشگر ابراز امیدواری کرده است که دستاوردهای این مطالعه بتواند زمینه شناسایی و اعتباربخشی بیشتر به دانش نهفته در صنایعدستی را فراهم کند و راه را برای استفاده از تجربههای حرفهای صنعتگران بهعنوان یکی از منابع معتبر تولید دانش در دانشگاهها و مراکز علمی جهان هموار سازد.
انتهای پیام/

