به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، تقابل جاری در تنگه هرمز بین ایران و آمریکا، بازاندیشی درباره مسیرهای انرژی و تجارت منطقه‌ای را اجتناب‌ناپذیر کرده است. افغانستان به‌عنوان یک نقطه اتکای بالقوه برای مسیری جدید که از گلوگاه هرمز عبور نمی‌کند، مطرح است، اما کنترل طالبان بر این کشور، قابلیت کابل را به‌عنوان پل ارتباطی با بازارهای جهانی زیر سؤال برده است.

تمایل و توانایی افغانستان برای مشارکت در شبکه‌های نوظهور انرژی و تجارت، موضوعی بود که در جریان یک نشست یک‌روزه اخیر در کاپیتول هیل واشنگتن، با سازماندهی «مؤسسه خطوط جدید برای استراتژی و سیاست» (NLI)، میان کارشناسان منطقه به‌گرمی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت، این رویداد تحت حمایت «مرکز آسیای مرکزی» وابسته به NLI و در چارچوب ابتکار «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» برگزار شد، مفهومی که چشم‌انداز ایجاد یک جامعه اقتصادی بزرگ‌تر در آسیای مرکزی و ظهور یک هلال تجاری قدرتمند از حوضه خزر تا دریای عرب را ترسیم می‌کند.

شرکت‌کنندگان اذعان داشتند که افغانستان از نظر عملی‌سازی مفهوم «جاده ابریشم هفتگانه پلاس »، حکم «فیل در اتاق» را دارد. موانع متعددی برای ساخت خطوط لوله، راه‌آهن و سایر زیرساخت‌ها در افغانستان وجود دارد، از جمله: تحمل گروه‌های شبه‌نظامی اسلامی رادیکال توسط طالبان، سیاست‌های تبعیض‌آمیز داخلی این حکومت، میراث تلخ حضور 20ساله نظامی آمریکا در این کشور و تنش‌های ادامه‌دار میان طالبان و پاکستان.

با وجود چالش‌های کنونی، فردریک استار، کارشناس برجسته آمریکایی در امور منطقه و بنیان‌گذار مؤسسه آسیای مرکزی ـ قفقاز، با قاطعیت استدلال کرد که افغانستان باید در بافت یک «آسیای مرکزی بزرگ‌تر» تنیده شود تا پتانسیل کامل تجاری منطقه در زمینه مواد معدنی حیاتی، سوخت‌های فسیلی و سایر کالاها آزاد گردد.

استار گفت کشورهای آسیای مرکزی هم‌اکنون با جدیت و به‌صورت «ظریف» در حال تلاش برای جذب افغانستان هستند و افزود: همه آنها رهبری طالبان بر این کشور را به‌رسمیت شناخته‌اند.
وی خاطرنشان کرد که حجم مبادلات سالانه ازبکستان با افغانستان هم‌اکنون به حدود 1.5 میلیارد دلار رسیده است و در سال‌های آینده به‌سرعت رشد خواهد کرد و افزود که پیشرفت‌های کندی در زمینه ساخت خط لوله گاز ترانس‌افغانستان با هدف اتصال ترکمنستان به پاکستان و هند در حال انجام است.

استار اضافه کرد که رویکرد آمریکا باید «کنار کشیدن» و اجازه دادن به کشورهای آسیای مرکزی برای مدیریت مستقل روابط خود با افغانستان باشد.

او گفت: افغانستان می‌خواهد بخشی از آسیای مرکزی بزرگ‌تر باشد. واقعیت بسیار پویاتر و پیچیده‌تر از آن چیزی است که ما می‌پذیریم و تحولاتی در جریان است.

سایر سخنرانان در ارزیابی‌های خود محتاط‌تر بودند. ریچارد ای. هوگلند، سفیر بازنشسته‌ای که در بیش از 40 سال خدمت دیپلماتیک خود، در پست‌های مختلف آسیای مرکزی و پاکستان فعالیت کرده بود، گفت که با نگاه به نقشه، پروژه‌های ژئواکونومیک مانند «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» منطقی به‌نظر می‌رسند، اما هشدار داد که «تفاوتی میان ایدئولوژی و واقعیت در سیاست‌گذاری وجود دارد.»

هوگلند در این زمینه، ایدئولوژی را با خوش‌بینی بی‌پایه یا «شور و شوق غیرمنطقی» برابر دانست، جایی که منطق، عوامل فرهنگی و تاریخی و میدانی پیچیده‌کننده طرح‌ها را نادیده می‌گیرد. وی افزود که اجرای پروژه‌هایی مانند «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» برای موفقیت، ناگزیر باید بر پایه واقعیت‌های موجود استوار باشد.

هوگلند پیشنهاد داد که تحت شرایط فعلی، مفهوم «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» ممکن است بیشتر یک ایدئولوژی باشد تا واقعیت، حداقل از منظر افغانستان.

در هسته اصلی خود، «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» یک برنامه چندفازی برای تقویت حاکمیت کشورهای آسیای مرکزی است تا این منطقه به شریک مذاکره‌ای کارآمدتر و مقصد سرمایه‌گذاری قابل‌اعتمادتری تبدیل شود.

فاز اول مفهوم «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» شامل ترویج و تشکیل یک جامعه اقتصادی آسیای مرکزی است تا کشورهای منطقه بتوانند در مذاکرات تجاری با دولت‌ها یا نهادهای خارجی، به‌جای پنج یا شش صدا با احتساب عضویت اخیر آذربایجان در گروه موسوم به C6، با یک صدای واحد صحبت کنند، الگویی برای چنین جامعه‌ای، آسه‌آن (اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا) است.

فاز دوم ابتکار «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» به آرزوی دیرینه کشورهای آسیای مرکزی برای دستیابی به دسترسی به یک بندر دریایی می‌پردازد، بر این اساس، «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» در نهایت قصد دارد افغانستان و پاکستان را نیز در چارچوب خود بگنجاند. طرفداران این طرح اذعان دارند که این فاز دوم قطعاً یک هدف بلندمدت‌تر است، با این حال، آن‌ها به تعامل فزاینده کشورهای آسیای مرکزی با پاکستان در ماه‌های اخیر اشاره می‌کنند که این ایده را تقویت می‌کند که مفهوم «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» در میان‌مدت قابل تحقق است.

تنش‌های ادامه‌دار میان طالبان و پاکستان، قطعاً در زمان حاضر مانعی غیرقابل‌عبور برای برنامه‌های آسیای مرکزی جهت ساخت راه‌آهن یا خطوط لوله ترانس‌افغانستان ایجاد کرده است، اما طرفداران «جاده ابریشم هفتگانه پلاس» معتقدند که ضرورت‌های اقتصادی برای تمام کشورهای منطقه، در نهایت رهبران منطقه‌ای را وادار خواهد کرد تا اختلافات سیاسی و مذهبی را به‌نفع اتصال‌پذیری کنار بگذارند.

هوگلند در پایان گفت: «در نهایت، تاریخ همیشه با سرعت خود پیش می‌رود و این سرعت گاهی می‌تواند به‌طرز دردناکی کند و گاهی به‌شکل شوک‌آوری سریع باشد.»

✅ آیا این خبر خودرو و حمل و نقل برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]
اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *