به گزارش «لاستیک پرس» بر اساس نمودار همراه که توسط وبسایت «FRED» منتشر شده، قیمت تمامشده در صنعت تایر مانند بسیاری از صنایع روند رو بهرشدی را نشان میدهد که تشدید تنشها در خاورمیانه و افزایش بهای نفت و انرژی آن را تشدید میکند.
بازگشت محاصره دریایی به تنگه هرمز خطر وقوع یک جنگ تمامعیار را در منطقه تشدید کرده و اخباری نیز مبنی بر احتمال توقف عبور و مرور از تنگه بابالمندب وجود دارد که حکایت از بسته شدن دو شریان حیاتی جهان برای تجارت انرژی و کالاست. این امر بدان معناست که در صورتی که راهحلی برای عبور از وضعیت فعلی اتخاذ نشود، عملا جهان و صنعت تایر دستخوش موج جدیدی از هزینههای تولیدی خواهد شد که این موضوع قیمت تمامشده را در این صنعت بیش از پیش افزایش میدهد. نفت خام علاوهبر ماده مهم در سوخت، همچنین یک مادهاولیه اصلی برای تولید کائوچوی مصنوعی، کربن سیاه و چسبهای مورد استفاده در تقریبا هر تایری در جاده است.
با افزایش قیمتها، هزینه ساخت تایر نیز افزایش مییابد. در زمان نگارش این مطلب قیمت نفت یک دوره شدید نوسانی را از ۷۰ دلار به ۱۱۸ دلار و حالا ۷۵ دلار پشت سر گذاشته که این نوسانات عواقبی را برای تولیدکنندگان تایر و درنهایت فروشندگان به همراه خواهد داشت.
آنطور که وبسایت « TIRE REVIEW » در گزارشی بررسی کرده، به ازای هر ۱۰ دلار افزایش در قیمت نفت خام، هزینه تولید یک تایر سواری تقریبا ۸ تا ۱۲ درصد افزایش مییابد. این موضوع میتواند برای هر کسی در این صنعت که مراقب حاشیهسود خود است، دشوار باشد؛ بهخصوص برای تولیدکنندگانی که در قراردادهای بلندمدت OE قرار دارند که در آنها قیمتگذاری نمیتواند یکشبه تنظیم شود. درعین حال، انتظار میرود خوراکهای پتروشیمی «بلوکهای سازنده ترکیبات تایر» در یک سناریوی اختلال پایدار، بین ۱۵ تا ۲۵ درصد افزایش یابد.
کشتیرانی هم هیچ کمکی نمیکند. همین تنش ژئوپلیتیکی، مسیرهای مهم دریایی را مختل میکند و کشتیها را مجبور میکند از مسیرهای سنتی اجتناب کرده و در اطراف دماغه امید نیک تغییر مسیر دهند.
این امر به زمان، هزینه و پیچیدگی هر محموله میافزاید. حق بیمههای خطر جنگ بیش از دو برابر شده و به بیش از ۰.۵ درصد از ارزش کشتی رسیده است که بهطور بالقوه صدها هزار دلار به یک سفر اضافه میکند.
هزینههای اضافی سوخت نیز در حال افزایش است؛ بهطوری که قیمت سوخت تقریبا ۳۵ درصد افزایش یافته و شرکتهای حمل و نقل این هزینهها را به دیگران منتقل میکنند.
برای صنعت تایر، این یک مشکل کاملا چندلایه ایجاد میکند. لاستیک طبیعی که عمدتا از جنوب شرقی آسیا تامین میشود، اکنون با زمان حمل و نقل طولانیتر و هزینههای بالاتر تخلیه مواجه است.
تاخیرها خطر اتمام موجودی (زمانی که یک تایر کاملا در انبار موجود نیست و برای فروش در دسترس نیست) را افزایش میدهد؛ درحالی که هزینههای حملونقل بالاتر، حاشیهسود ناچیز فعلی را کاهش میدهد.
درحال حاضر، بین هزینه تولید-تحویل و قیمتی که مصرفکننده برای یک تایر میپردازد، شکافی وجود دارد. این شکاف برای همیشه باز نخواهد ماند و به سرعت در حال پر شدن است.
همچنان که مواداولیه، سوخت و حمل و نقل با هزینه بالاتر در سیستم جاری میشوند، تولیدکنندگان درنهایت باید واکنش نشان دهند. این واکنش احتمالا به شکل افزایش قیمت، کاهش مشوقها یا تغییر به سمت محصولات با حاشیهسود بالاتر خواهد بود.
برای فروشندگان تایر، مرحله بعدی معمولا به چند صورت خود را نشان میدهد. بهعنوان مثال، موجودی جایگزین با هزینه بالاتری وارد میشود. با تنظیم زنجیرههای تامین، ممکن است تهیه برخی از اندازهها یا خطوط تولید دشوارتر شود. بهعبارت دیگر، فشار هزینهها از قبل وارد شده است و تنها واکنش قیمتگذاری از آن عقب مانده است.



