اقتصادی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، با وجود گذشت سال‌ها از طرح موضوع الگوی کشت در سیاست‌های کشاورزی کشور، این برنامه هنوز نتوانسته به یک نظام پایدار و اثرگذار در تصمیم‌گیری تولید تبدیل شود. تداوم نوسانات بازار، فشار بر منابع آب و تغییرات مداوم در الگوی تولید نشان می‌دهد که چالش اصلی، صرفاً ضعف اجرا نیست؛ بلکه ریشه مسئله در شیوه حکمرانی بخش کشاورزی و نبود هماهنگی میان سه حوزه آب، بازار و تولید قرار دارد.

الگوی کشت پایدار در ایران سال‌هاست به‌عنوان یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری کشاورزی مطرح است، اما با وجود تدوین برنامه‌ها و اسناد متعدد، هنوز نتوانسته به یک چارچوب پایدار و تثبیت‌شده در بخش کشاورزی تبدیل شود.

 وقتی الگوی کشت با اقلیم آشتی می‌کند

تداوم نوسانات تولید و قیمت، افزایش فشار بر منابع آب و بی‌ثباتی بازار محصولات کشاورزی نشان می‌دهد که چالش اصلی را نمی‌توان صرفاً در ضعف اجرا یا عملکرد یک دستگاه اجرایی جست‌وجو کرد. مسئله بنیادی‌تر است: مشکل اصلی، ضعف در حکمرانی تولید است.

نگاه بخشی به الگوی کشت و تمرکز مسئولیت بر یک دستگاه، به‌ویژه وزارت جهاد کشاورزی، باعث شده است موضوعی چندبعدی به یک مأموریت سازمانی تقلیل پیدا کند؛ در حالی که کشاورزی حاصل تعامل سه حوزه به‌هم‌پیوسته آب، بازار و تولید است.

کشاورزی تولید می‌کند، اما در محیطی ناپایدار

بخش کشاورزی ایران در دهه‌های گذشته نشان داده است که ظرفیت بالایی برای تولید و سازگاری با شرایط دشوار دارد. این بخش در دوره‌هایی از خشکسالی، محدودیت‌های اقتصادی و فشارهای بیرونی، همچنان نقش خود را در تأمین نیازهای غذایی کشور حفظ کرده است.

بنابراین مسئله اصلی را نباید ناتوانی تولیدکننده یا ضعف ظرفیت تولید دانست. چالش اصلی، محیط تصمیم‌گیری ناپایدار است؛ محیطی که در آن کشاورز باید درباره یک فعالیت بلندمدت، بر اساس متغیرهایی تصمیم بگیرد که بخش مهمی از آنها خارج از اختیار او قرار دارد.

آب؛ نخستین شرط تغییر الگوی تولید

نخستین حلقه در حکمرانی الگوی کشت، آب است. تولیدکننده زمانی می‌تواند درباره تغییر محصول، کاهش مصرف آب یا حرکت به سمت الگوی جدید تصمیم بگیرد که نسبت به منابع تولید خود، به‌ویژه آب، چشم‌انداز مشخصی داشته باشد.

نبود نظام شفاف و قابل پیش‌بینی در تخصیص آب حجمی به بخش کشاورزی، امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را کاهش می‌دهد. در چنین شرایطی، انتظار تغییر رفتار کشاورز تنها با ابزارهای آموزشی یا دستوری، چندان واقع‌بینانه نیست.

الگوی کشت زمانی قابلیت اجرا پیدا می‌کند که تولیدکننده بداند در سال‌های آینده چه میزان دسترسی به منابع آب خواهد داشت و تصمیم‌های او در یک چارچوب پایدار قرار می‌گیرد.

بازار؛ عامل تعیین‌کننده رفتار کشاورز

دومین حلقه، بازار است. تصمیم تولیدکننده تابع منطق اقتصادی است. کشاورز محصولی را انتخاب می‌کند که بتواند برای آن بازار، درآمد و امکان فروش پیش‌بینی‌پذیرتری تصور کند.

نوسان در سیاست‌های صادراتی، نبود قراردادهای پایدار خرید، تغییرات شدید قیمت و ضعف سازوکارهای تنظیم بازار، باعث می‌شود تصمیم تولیدکننده بیشتر تحت تأثیر شرایط کوتاه‌مدت قرار گیرد تا یک برنامه ملی تولید.

در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت کشاورز بدون پشتوانه اقتصادی و بازار پایدار، به‌تنهایی مجری یک الگوی کشت ملی باشد.

تولید؛ مسئولیتی که باید با اختیار همراه باشد

وزارت جهاد کشاورزی مسئول سیاست‌گذاری تولید است، اما عوامل مؤثر بر تولید تنها در اختیار این وزارتخانه نیست. آب، تجارت، قیمت، صادرات و بسیاری از متغیرهای اقتصادی، همگی بر تصمیم تولیدکننده اثرگذارند.

بنابراین مسئله اصلی، نبود مسئولیت نیست؛ بلکه عدم تناسب میان مسئولیت و اختیار است. زمانی که یک دستگاه مسئول نتیجه نهایی شناخته می‌شود، اما همه ابزارهای اثرگذار بر آن نتیجه را در اختیار ندارد، دستیابی به اهداف سیاستی دشوار خواهد شد.

الگوی کشت؛ محصول هماهنگی حکمرانی است

الگوی کشت پایدار را نمی‌توان یک دستور اجرایی مستقل دانست. این الگو زمانی محقق می‌شود که سه حلقه اصلی آن همزمان اصلاح شوند:

آب پایدار به علاوه بازار پایدار به علاوه تولید پایدار

الگوی کشت، نتیجه هماهنگی میان سیاست‌های آبی، اقتصادی و تولیدی است. هرگاه این حوزه‌ها جدا از یکدیگر تصمیم‌گیری شوند، حتی سیاست‌های درست نیز ممکن است به نتیجه مورد انتظار نرسند.

پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر

برای عبور از وضعیت موجود، حرکت از مدیریت بخشی به سمت حکمرانی زنجیره‌ای ضروری است. در این مسیر می‌توان اقدامات زیر را دنبال کرد:

1. ایجاد سازوکار دائمی هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول آب، بازار و تولید.

2. یکپارچه‌سازی تصمیم‌گیری درباره تخصیص آب حجمی بخش کشاورزی، انتخاب محصولات و سیاست‌های بازار

3. تعریف شاخص‌های مشترک عملکرد بر مبنای نتایجی مانند پایداری منابع آب، امنیت غذایی و ثبات درآمد تولیدکننده.

4. تغییر نگاه از مسئولیت منفرد سازمانی به مسئولیت مشترک در زنجیره حکمرانی کشاورزی.

مسئله کشاورزی ایران کمبود سیاست نیست؛ بلکه تعدد سیاست‌هایی است که بدون یک نظام هماهنگ حکمرانی اجرا شده‌اند.

اصلاح الگوی کشت، پیش از آنکه یک موضوع صرفاً فنی یا کشاورزی باشد، یک ضرورت مدیریتی و اقتصادی است. تا زمانی که آب، بازار و تولید در یک چارچوب مشترک تصمیم‌گیری قرار نگیرند، تحقق الگوی کشت پایدار دشوار خواهد بود.

مسیر آینده کشاورزی ایران از اصلاح نظام تصمیم‌گیری می‌گذرد؛ زیرا مسئله اصلی، تولید نیست، مسئله حکمرانی است.

انتهای پیام/

 

✅ آیا این خبر خودرو و حمل و نقل برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]
اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *