اقتصادآنلاین – مسیحا حیدریان؛ کوچک شدن و کاهش تراز آب دریای خزر در سالهای اخیر بار دیگر نگرانیها درباره آینده بزرگترین دریاچه جهان را افزایش داده است. در حالی که برخی این وضعیت را نتیجه مداخلات انسانی میدانند، فرزام پوراصغر، پژوهشگر محیطزیست و آمایش سرزمین، معتقد است که تغییرات اقلیمی مهمترین عامل پسروی آب خزر است؛ هرچند که کاهش ورودی رودخانهها و برخی فعالیتهای انسانی نیز در تشدید این روند بیتأثیر نبودهاند.
پوراصغر با بیان اینکه برخلاف برخی تصورها، مهمترین عامل کوچک شدن و کاهش تراز آب دریای خزر مداخلات انسانی نیست، گفت: بررسیها نشان میدهد تغییرات اقلیمی نقش پررنگتری در این روند دارد. اگر قرار باشد همه چیز را به فعالیتهای انسانی نسبت دهیم، باید توجه داشته باشیم که روسیه و قزاقستان امروز بیش از ایران از این پدیده آسیب میبینند، زیرا بخش شمالی خزر عمق بسیار کمی دارد و با هر سانتیمتر کاهش سطح آب، پسروی ساحل در آن مناطق بسیار بیشتر از سواحل جنوبی است.
پوراصغر با اشاره به ویژگیهای طبیعی دریای خزر افزود: خزر همواره رفتار نوسانی داشته و بررسیهای زمینشناسی نشان میدهد طی حدود دو و نیم میلیون سال گذشته بارها افزایش و کاهش تراز آب را تجربه کرده است. بنابراین اصل این نوسانات پدیده جدیدی نیست، اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، تحت تأثیر تغییرات اقلیمی شدت گرفته است.
این پژوهشگر محیطزیست ادامه داد: افزایش دمای هوا باعث شده میزان تبخیر از سطح دریای خزر و حوضههای آبریز آن از میزان بارش بیشتر شود. همین موضوع از اواسط دهه ۸۰ روند کاهش تراز آب را تشدید کرده و تاکنون سطح آب دریای خزر حدود دو متر پایین آمده است.
او یادآور شد: البته این پایینترین تراز ثبتشده خزر نیست. در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ نیز سطح آب تا حدود منفی ۲۸.۱۶ متر کاهش یافته بود، اما از اوایل دهه ۶۰ دوباره روند افزایشی آغاز شد و تا اواسط دهه ۷۰ ادامه داشت.
کاهش ورودی آب؛ عامل تشدید بحران خزر
پوراصغر با تأکید بر نقش رودخانه ولگا در تأمین آب دریای خزر گفت: حدود ۸۵ درصد آب ورودی خزر از طریق رودخانه ولگا تأمین میشود. در دهه ۶۰ آورد سالانه این رودخانه حدود ۳۰۰ میلیارد مترمکعب بود، اما در سالهای اخیر این رقم به حدود ۲۳۰ میلیارد مترمکعب رسیده است. همین کاهش ورودی، یکی از مهمترین دلایل افت تراز آب خزر به شمار میرود.
وی افزود: ورودی سایر رودخانهها از جمله سفیدرود به دریای خزر نیز کاهش یافته است. سدسازیها و سازههای آبی هم بیتأثیر نبودهاند، هرچند هنوز مطالعهای که سهم دقیق این عوامل را مشخص کند، منتشر نشده است. همچنین پس از جنگ اوکراین، افزایش مصرف آب در بخش کشاورزی روسیه نیز تا حدی بر کاهش آب ورودی به خزر اثر گذاشته است.
این پژوهشگر محیط زیست و آمایش سرزمین با اشاره به برخی مطالعات جدید اظهار کرد: برخی پژوهشها حتی از تأثیر تغییرات انرژی دریافتی از خورشید بر تراز آب دریای خزر سخن میگویند، اما در مجموع، بیشترین سهم را باید به تغییرات اقلیمی نسبت داد.
میانکاله و انزلی در معرض تهدید
پوراصغر درباره پیامدهای اقتصادی روند کوچک شدن دریای خزر گفت: کاهش تراز آب هزینه نگهداری و بهرهبرداری از بنادر را به شدت افزایش میدهد و خسارتهای اقتصادی قابل توجهی برای کشورهای ساحلی به همراه دارد.
وی ادامه داد: تالابهای وابسته به دریای خزر، بهویژه تالاب انزلی و میانکاله، نیز به شدت تحت تأثیر این شرایط قرار گرفتهاند و روند خشک شدن آنها سرعت گرفته است.
پوراصغر افزود: با کاهش حجم آب، غلظت آلایندهها افزایش پیدا میکند و این مسئله میتواند آسیب جدی به آبزیان، بهویژه ماهیان دریای خزر، وارد کند.
این پژوهشگر محیطزیست همچنین به تأثیر پدیده کوچک شدن دریای خزر بر صنعت گردشگری اشاره کرد و گفت: بسیاری از تأسیسات گردشگری و تفریحی که در سالهای گذشته در حاشیه ساحل ساخته شده بودند، اکنون فاصله زیادی با دریا پیدا کردهاند و این مسئله خسارتهای اقتصادی قابل توجهی به سرمایهگذاران وارد کرده است.
وی درباره اقدامات ایران برای مقابله با این وضعیت محیط زیستی نیز گفت: در برنامه هفتم پیشرفت، دولت مکلف شده برنامه سازگاری با پسروی آب دریای خزر را تدوین کند. همچنین موضوع دیپلماسی محیطزیستی دریای خزر از سوی وزارت امور خارجه در حال پیگیری است، زیرا مدیریت این بحران بدون همکاری هر پنج کشور ساحلی امکانپذیر نیست.
پوراصغر در پایان تأکید کرد: ادامه کاهش تراز آب دریای خزر تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه میتواند حملونقل دریایی، تنوع زیستی، اقتصاد بنادر و معیشت ساکنان مناطق ساحلی را نیز با چالشهای جدی روبهرو کند. حتی تردد کشتیها در مسیر ولگا نیز به دلیل کاهش سطح آب با دشواریهایی مواجه شده است.






