به گزارش آهن آنلاین؛ درحالیکه بازار آهن آلات طی هفتههای نخست تابستان ۱۴۰۵ دورهای از ثبات نسبی را پشت سر میگذاشت، اکنون با موجی از افزایش قیمتها روبهرو شده که میلگرد را به بالاترین سطح قیمتی خود از ابتدای فصل رسانده است. رشد همزمان نرخ ارز، تشدید تنشهای ژئوپلیتیکی، ازسرگیری تهدیدهای مرتبط با تردد دریایی و محدودیتهای تولید داخلی، شرایطی را رقم زده که رفتار معاملهگران را به شکل محسوسی تغییر داده است. آنچه امروز در بازار مشاهده میشود، صرفاً یک افزایش قیمت ساده نیست؛ بلکه بازتاب مجموعهای از ریسکهای سیاسی، اقتصادی و روانی است که بر انتظارات فعالان صنعت فولاد سایه انداختهاند.
وقتی ریسک جای تقاضا را گرفت
بازار میلگرد در روزهای ابتدایی تیرماه نوسانات محدودی را تجربه میکرد و بسیاری از مبادی فروش، قیمتها را بدون تغییر یا با اصلاحات جزئی اعلام میکردند. حتی رکود نسبی ساختوساز نیز اجازه شکلگیری موج جدیدی از تقاضای مصرفی را نمیداد. اما این آرامش دوام چندانی نداشت.
از میانه تیرماه، همزمان با افزایش تنشهای سیاسی و انتشار اخبار مربوط به ازسرگیری اقدامات نظامی آمریکا و اعلام اجرای دوباره محاصره دریایی علیه کشتیهای مرتبط با بنادر ایران، فضای بازار به سرعت تغییر کرد. اگرچه هنوز آثار عملی چنین تحولات ژئوپلیتیکی به طور کامل در زنجیره تأمین نمایان نشده است، اما اثر روانی آن بر بازار آهن آلات بسیار سریعتر از واقعیتهای عملیاتی خود را نشان داد.
فعالان بازار به خوبی میدانند که هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی خلیج فارس میتواند صادرات محصولات فولادی، واردات برخی مواد اولیه، حملونقل دریایی و حتی هزینههای بیمه و لجستیک را تحتتاثیر قرار دهد. همین نگرانی باعث شد بسیاری از خریداران، به جای انتظار برای آرام شدن شرایط، خریدهای خود را جلو بیندازند و موجودی انبارهایشان را افزایش دهند؛ رفتاری که به شکل طبیعی فشار تقاضا را در کوتاهمدت افزایش داد.
دلار فرمان بازار را در دست گرفت
اگر ریسکهای سیاسی جرقه افزایش قیمت آهن آلات را زدند، بدون تردید نرخ ارز سوخت اصلی این روند صعودی بود. بازگشت قیمت دلار آزاد به محدوده ۱۸۵ هزار تومان، انتظارات تورمی را دوباره تشدید کرد و بازار آهن آلات نیز مانند بسیاری از بازارهای کالایی، به سرعت به این سیگنال واکنش نشان داد.
در صنعت فولاد، افزایش نرخ ارز تنها به معنای رشد هزینه واردات نیست؛ بلکه بر قیمت مواد اولیه، هزینه قطعات، حملونقل، انرژی، صادرات و حتی انتظارات تولیدکنندگان نیز اثر مستقیم دارد. در چنین شرایطی کارخانهها و فروشندگان تمایل چندانی به عرضه گسترده با قیمتهای قبلی ندارند، زیرا احتمال میدهند جایگزینی موجودی با هزینه بالاتری انجام شود. نمونه این اتفاق را میتوان در قیمت میلگرد سایز 16 کارخانه ذوب آهن اصفهان مشاهده کرد؛ محصولی که طی مدت کوتاهی کانال ۵۹ هزار تومان را ترک کرد و به بیش از ۶۵ هزار تومان رسید.

این میزان افزایش در فاصلهای کوتاه، نشان میدهد بازار بیش از آنکه به متغیرهای مصرف واقعی واکنش نشان دهد، تحتتاثیر انتظارات تورمی و فضای روانی ناشی از رشد نرخ ارز قرار گرفته است.
فشار همزمان بر عرضه و تولید
در کنار تحولات سیاسی و ارزی، عوامل بنیادی نیز نقش مهمی در حفظ روند افزایشی قیمتها ایفا کردهاند. صنعت فولاد ایران همچنان با محدودیتهای انرژی دستوپنجه نرم میکند و قطعی برق تابستانی، ظرفیت تولید بسیاری از کارخانهها را کاهش داده است. کاهش تولید در شرایطی رخ میدهد که هزینههای تولید نیز نسبت به ماههای گذشته افزایش یافته است. رشد قیمت انرژی، حملونقل، مواد اولیه و سایر هزینههای عملیاتی، حاشیه سود تولیدکنندگان را تحت فشار قرار داده و امکان عرضه گسترده با قیمتهای پایینتر را از میان برده است.
از سویدیگر، هرچند بازار ساختوساز همچنان با رکود نسبی مواجه است، اما پروژههای در حال اجرا و انبارداران برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمتها، خریدهای احتیاطی خود را افزایش دادهاند. به همیندلیل، بازار امروز با پدیدهای مواجه است که در آن تقاضای مصرفی چندان قدرتمند نیست، اما تقاضای ناشی از نگرانی نسبت به آینده، جای آن را گرفته است. این موضوع سبب شده حتی در روزهایی که حجم معاملات چندان بالا نیست، قیمتها همچنان مسیر صعودی خود را حفظ کنند؛ زیرا فروشندگان نیز با احتیاط بیشتری اقدام به عرضه میکنند و حاضر نیستند موجودی خود را با نرخهای پایینتر واگذار کنند.
بازار در انتظار پایان ابهام
مهمترین ویژگی شرایط فعلی بازار میلگرد، غلبه فضای انتظار بر تصمیمگیری فعالان اقتصادی است. تا زمانی که چشمانداز روشنی درباره تنشهای منطقهای، وضعیت تردد دریایی، سیاستهای آمریکا و روند نرخ ارز شکل نگیرد، بعید به نظر میرسد بازار بتواند به ثباتی پایدار دست پیدا کند.
درواقع، افزایش اخیر قیمت میلگرد بیش از آنکه حاصل رونق اقتصادی یا جهش واقعی تقاضا باشد، محصول همزمان چند ریسک بزرگ است؛ ریسک سیاسی، ریسک ارزی و ریسک عرضه. تجربه بازار فولاد نیز نشان داده است که چنین رشدهایی معمولاً تا زمانی ادامه پیدا میکنند که یکی از این متغیرها تغییر جهت دهد.
اگر تنشهای ژئوپلیتیکی کاهش یابد و بازار ارز به ثبات برسد، احتمال فروکش کردن هیجان معاملات وجود خواهد داشت. اما در صورت تداوم ابهامهای سیاسی، ادامه محدودیتهای انرژی و باقی ماندن دلار در سطوح کنونی، بازار آهن آلات همچنان مستعد نوسانات افزایشی خواهد بود.
در چنین فضایی، مهمترین توصیه برای فعالان بازار، تصمیمگیری بر پایه مدیریت ریسک است؛ نه هیجان. زیرا تجربه ماههای اخیر نشان داده است که سرعت انتشار اخبار سیاسی و اثرگذاری آن بر بازار فولاد، بسیار بیشتر از گذشته شده و کوچکترین تغییر در متغیرهای کلان میتواند مسیر قیمتها را ظرف چند روز تغییر دهد
