اقتصادآنلاین؛ محمدجواد میرطاهر، نایب رئیس سابق هیات مدیره شرکت بورس تهران در یادداشتی درباره اثرات دخالت دستوری بر بازار سرمایه نوشت.
بازار سرمایه ایران در سالهای اخیر فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است. شاخص کل بورس تهران در آستانه بحران نظامی اخیر به سقف تاریخی و بیسابقهای دست یافته بود. اما در پی تنشهای ژئوپلیتیکی گسترده در منطقه و حملات متقابل، انتظار میرفت که بازار سرمایه با ریزشی شدید مواجه شود و نهایتا به مدت نزدیک به هشتاد روز به حالت تعطیل کامل درآمد تا از سرمایه سهامداران صیانت شود.
اکنون که ایران در دوره آتشبس به سر میبرد و بازار سرمایه پس از آن حدود هشتاد روز، با رویکردی مرحلهای و محتاطانه بازگشایی شد و معاملات سهام شرکتهای اسیب دیده هم بعد از عبور از بحران در حال بازگشایی است، پرسش اساسی این است که مسیر آینده این بازار چگونه باید باشد. پاسخ روشن است. بازار سرمایه ایران برای آنکه بتواند به کارکرد اصلی خود یعنی تامین مالی بلندمدت بنگاهها و کشف قیمت عادلانه داراییها عمل کند، به فضایی باز، شفاف و مبتنی بر قواعد نیاز دارد. هرگونه دخالت دستوری و سیاستگذاری بسته، نه تنها کمکی به ثبات بازار نمیکند بلکه اعتماد سرمایهگذاران را تخریب و خروج سرمایه را تشدید خواهد کرد.
عملکرد بازار سرمایه ایران پیش از بحران؛ رشد چشمگیر و نشانههای بلوغ
پیش از بروز تنشهای گسترده نظامی، بازار سرمایه ایران روندی صعودی و امیدوارکننده را طی میکرد. شاخص کل بورس تهران در آن مقطع به قله تاریخی خود نزدیک شده بود و رکوردی بیسابقه را ثبت کرده بود. بر اساس گزارشهای رسمی سازمان بورس، بازار سهام ایران در ماههای منتهی به بحران، بازدهی قابل توجهی را ثبت کرد و حتی از بازارهای رقیب مانند ارز و ارزهای دیجیتال پیشی گرفت.
ارزش کل معاملات بورسهای کشور در مقایسه با سال قبل، رشد چشمگیری را تجربه کرده بود و ارزش بازار بورس تهران نیز به سطحی بینظیر افزایش یافته بود. این ارقام گویای آن است که بازار سرمایه ایران به رغم تمامی محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی، توانسته بود مسیر رشد و توسعه خود را با قدرت ادامه دهد. همچنین شمار شرکتهای پذیرفته شده در بورس تهران از مرز مهمی گذشت و ارزش معاملات خرد روزانه به طور میانگین در سطحی بیسابقه تثبیت شد. این شاخصها همگی حاکی از آن بودند که بازار سرمایه ایران در آستانه ورود به مرحله جدیدی از بلوغ و کارایی قرار دارد.
بحران نظامی و تعطیلی حدود هشتاد روزه؛ تجربه تلخ بازار بسته
همزمان با تشدید حملات نظامی، تصمیم به تعطیلی موقت بازار سرمایه گرفته شد. این تصمیم از یک سو برای حفظ دارایی سهامداران و جلوگیری از تصمیمهای هیجانی در شرایط بحرانی ضروری به نظر میرسید، اما از سوی دیگر تبعات سنگینی بر اعتماد سرمایهگذاران و کارکرد طبیعی بازار تحمیل کرد. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که در روزهای منتهی به تعطیلی، سرمایهگذاران خرد حجم عظیمی از دارایی خود را از بازار خارج کرده بودند.
با این حال پس از پایان نزدیک به هشتاد روز و در نخستین روزهای بازگشایی، اتفاق جالبی رخ داد. شاخص کل بورس تهران رشد ملایمی را تجربه کرد و به سطحی بالاتر از انتظار بسیاری رسید. اما تنها بخش کوچکی از سهام معامله شده در روزهای نخست بازگشایی مثبت بودند و اکثریت قریببهاتفاق سهام با افت یا ثبات قیمت مواجه شدند. شمار قابل توجهی از نمادهای معاملاتی نیز به دلیل آنکه شرکتهای مربوطه خسارتهای مستقیم جنگی را گزارش نکرده بودند، کماکان در حالت تعلیق باقی ماندند. اکنون که به تدریج از شدت بحران کاسته شده، این نمادها با شفافیت نسبی از میزان خسارت، یکی پس از دیگری در حال بازگشایی هستند.
واقعیت آن است که تعطیلی طولانی بازار سرمایه به هیچ وجه یک راهکار اصولی و استاندارد در مدیریت بحرانهای مالی و اقتصادی محسوب نمیشود. در یک بازار سرمایه سالم و شفاف، هنگامی که شرکتها از بحران آسیب میبینند، نهاد ناظر معاملات را موقتا متوقف میکند، اما بلافاصله شرکت را ملزم به افشای دقیق میزان خسارت و برنامه تامین مالی میکند و سپس با حضور بازارگردان و تنظیم دامنه نوسان اجازه میدهد که بازار به قیمت جدید و واقعی برسد. این فرایند استاندارد طراحی شده تا قیمت سهام با واقعیت جدید شرکت به تعادل برسد، حتی اگر آن قیمت جدید به معنای کاهش موقت ارزش سهم باشد.
هدف اصلی در چنین فرایندی حفظ اعتبار و سلامت بازار و هدف دوم دادن فرصت بازسازی به شرکت آسیبدیده است. اما بستن طولانی بازار اعتماد سرمایهگذار و بورس را نیز با خود میبرد و خروج سرمایه را تشدید میکند. هر چه سیاستگذار زمان طولانیتری مردم را در وضعیت عدم قطعیت نگه دارد، سرمایهگذاران در خروج از این بازار مصممتر خواهند شد. اکنون که نمادهای آسیبدیده کمکم باز میشوند، تجربه این حدود هشتاد روز باید به عنوان هشداری جدی برای آینده تلقی شود.
چرا نباید بورس دیکتهای بسته شود؛ مبانی نظری و شواهد تجربی
اتکا به سیاستهای دستوری و دیکتهای در بازار سرمایه که در برخی محافل اقتصادی با عنوان لزوم هدایت و کنترل بورس مطرح میشود، ریشه در یک تصور غلط دارد. آن تصور این است که میتوان با تعیین دستوری قیمتها، تعطیلی اجباری نمادها و مدیریت متمرکز عرضه و تقاضا به ثبات و آرامش بازار دست یافت. این تصور نه تنها درست نیست بلکه با تمام یافتههای علم اقتصاد مالی در تضاد است.
تجارب کشورهای مختلف در دهههای اخیر به وضوح نشان داده است که اعمال کنترل دستوری بر بازار سرمایه نه تنها اثربخشی مثبتی ندارد بلکه آثار مخرب و جبرانناپذیری بر جای میگذارد. ادبیات علمی اقتصاد مالی به ما میگوید که در یک بازار سهام کارا و کارآمد، تعیین قیمت باید بر اساس کشف قیمت از طریق تعامل آزاد عرضه و تقاضا صورت گیرد و هرگونه دخالت مستقیم در قیمتگذاری به بدترین شکل ممکن بازار را از کارکرد اصلی خود دور میکند.
به بیانی دقیقتر، تحلیلهای تجربی نشان میدهد که بازارهای مبتنی بر سازوکار دستورمحور و قیمتگذاری اداری دچار کژکارکردیهای ساختاری میشوند و انگیزههای سرمایهگذاری و نوآوری مالی را به شدت تضعیف میکنند. از سوی دیگر، بازار سرمایه ایران که به عنوان یک بازار نوظهور شناخته میشود، ذاتا به شفافیت، نقدشوندگی و آزادی عمل بیشتری نیاز دارد. بستن بازار یا اعمال محدودیتهای دستوری سبب میشود که سرمایهگذاران داخلی و خارجی نسبت به قابلیت پیشبینی و اعتمادپذیری این بازار دچار تردید شوند و در نتیجه انگیزه خود برای تخصیص سرمایه به آن را از دست بدهند.
شواهد علمی متعددی نشان میدهد که هر روز تعطیلی اجباری بازار به طور میانگین باعث کاهش محسوس نقدشوندگی سهام در هفتههای پس از بازگشایی میشود. همچنین بازارهایی که تحت فشار تعطیلیهای طولانی قرار گرفتهاند، برای بازگشت به سطح تعادلی خود به زمانی چندبرابر بیشتر نسبت به بازارهایی نیاز دارند که در آنها تنها نمادهای آسیبدیده متوقف شده بودند؛ بنابراین شواهد علمی به وضوح تایید میکند که سیاست بسته نگه داشتن کل بازار به بهانه بحران، خود بزرگترین بحران را برای آینده بازار سرمایه ایجاد میکند.
بلوغ بازار سرمایه ایران؛ مسیر تدریجی و رو به تکامل
بازار سرمایه ایران همچنان در مسیر بلوغ و تکامل گام برمیدارد. این روند طبیعتا زمانبر است، اما شواهد و نشانههای متعددی از پیشرفت این مسیر حکایت دارد. یکی از مهمترین شاخصهای بلوغ بازار، حرکت به سوی پذیرش استانداردهای بینالمللی حاکمیت شرکتی و شفافیت اطلاعاتی است.
سازمان بورس و اوراق بهادار ایران در برنامه پنجساله خود برای ارتقای کارایی و شفافیت بازار سرمایه بر افزایش تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بازار از طریق عرضههای اولیه عمومی، افزایش سرمایه شرکتهای بورسی و بهویژه عرضه سهام مبتنی بر پروژه تاکید کرده است. بر اساس این برنامه، انتظار میرود شمار شرکتهای حاضر در بازار سرمایه در آینده نزدیک افزایش چشمگیری یابد. همچنین بهبود نظام راهبری شرکتی برای اطمینان از مدیریت بهتر شرکتهای بورسی و افزایش سودآوری و کارایی آنها در دستور کار قرار دارد.
بخش مهم دیگر از فرایند بلوغ بازار سرمایه ایران، اجرای موفق طرحهای خصوصیسازی در صنایع کلیدی کشور است. در ماههای منتهی به بحران، روند واگذاری سهام شرکتهای بزرگ خودروسازی آغاز شد و سازمان بورس عرضه اولیه سهام آنها را برگزار کرد. پیش از آن نیز سهام دولت در برخی خودروسازان بزرگ به بخش خصوصی واگذار شده بود. این حرکتها نشان میدهد که ساختار اقتصادی ایران به تدریج از مدل سنتی مالکیت دولتی فاصله گرفته و به سوی حاکمیت بخش خصوصی و پذیرش سازوکارهای بازار پیش میرود.
با افزایش عرضه اولیه شرکتهای جدید و خصوصیسازی شرکتهای دولتی، عمق و نقدشوندگی بازار سرمایه افزایش مییابد و زمینه برای کشف قیمت عادلانه و کارآمد فراهم میشود. از سوی دیگر، پژوهشهای علمی دانشگاهی نیز موید آن است که بازار سرمایه ایران در سیر تکاملی خود به سمت بلوغ و کارایی در حرکت است.
مطالعات تطبیقی نشان میدهد که ساختار همبستگی سهام در بورس تهران شباهتهای قابل توجهی با بازارهای پیشرفته پیدا کرده است. هرچند بازارهای نوظهور در مقایسه با بازارهای توسعهیافته زمان بیشتری برای بازگشت به تعادل پس از شوکهای بحرانی نیاز دارند، اما بورس تهران نشان داده است که به تدریج به سوی کارایی بیشتر حرکت میکند. این یافته حاکی از آن است که بازار سرمایه ایران از وضعیت نابسامان و بیقاعده گذشته فاصله گرفته و مسیر بلوغ و تکامل را با سرعتی مطلوب طی میکند.
حمایت از بازار در برابر مدیریت دستوری؛ تمایز بنیادین
نکته ظریف و دقیقی که در بحث از سیاستهای حمایتی از بازار سرمایه باید به آن توجه کرد، تمایز میان حمایت و دخالت است. حمایت از بازار سرمایه به مفهوم فراهم کردن زیرساختهای قانونی، نظارتی و اطلاعاتی برای فعالیت روان و شفاف بازار است. در حالی که دخالت دستوری به معنای تعیین قیمت، تعطیلی اجباری و اعمال محدودیتهای مازاد بر قواعد متعارف بازار است.
رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار با تاکید بر این نکته تصریح کرده است که سیاستهای حمایتی در بازار سرمایه به طور جدی دنبال میشود و صندوقهای تثبیت و توسعه بازار برای حفظ تعادل فعال خواهند بود. اما در عین حال تاکید شده که اثربخشی این حمایتها تنها در صورتی به حداکثر میرسد که بهبودهایی در بنیانهای کلیدی اقتصاد و ارسال سیگنالهای مثبت از سوی اقتصاد واقعی صورت پذیرد. صندوقهای تثبیت و توسعه بازار به عنوان ابزارهای استاندارد و متعارف حمایت از بازار، نقشی حیاتی در مهار نوسانات هیجانی و جلوگیری از فروش استرسی ایفا میکنند.
با این حال استفاده از این ابزارها باید در چارچوبی شفاف و مبتنی بر قواعد باشد و نه به صورت سلیقهای و ناگهانی. در کنار این حمایتهای مستقیم، نقش شفافیت اطلاعاتی را نمیتوان نادیده گرفت. هنگامی که اطلاعات دقیق و بهموقع در اختیار سرمایهگذاران قرار گیرد، آنان میتوانند تصمیمات آگاهانهتری برای خرید، فروش یا نگهداری سهام خود اتخاذ کنند و در نتیجه بازار به طور خودکار و درونزا به تعادل نزدیک میشود. سهامداران باید احساس کنند حقوقشان محترم شمرده میشود و مورد حمایت قرار میگیرد.
این احساس امنیت حقوقی و اعتماد به نظارت منصفانه، یکی از کلیدیترین ارکان بلوغ و پایداری هر بازار سرمایهای است. تجربه نشان داده است که هرگاه سازمان بورس نسبت به انتشار اطلاعات شفاف و بهموقع اقدام کرده است، نوسان شاخص کل در روزهای بعد به طور محسوسی کاهش یافته است. در مقابل، در دورههایی که انتشار اطلاعات با تاخیر یا به صورت گزینشی انجام شده است، نوسان بازار افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این یافته به وضوح نشان میدهد که شفافیت اطلاعاتی قویترین ابزار حمایتی است و هیچ دستور قیمتی یا تعطیلی اجباری نمیتواند جایگزین آن شود.
چشمانداز پس از آتشبس؛ فرصتها و چالشها
اکنون که ایران در دوره آتشبس به سر میبرد، بورس تهران در مرحله بازگشایی مرحلهای و لایهبهلایه قرار دارد. در فاز نخست، نماد شرکتهایی که مستقیما از جنگ آسیب ندیدهاند باز شدهاند و اکنون نوبت به بازگشایی تدریجی نماد شرکتهای آسیبدیدهای رسیده است که گزارش خسارت خود را شفاف اعلام کردهاند. در یک بازار سرمایه سالم و استاندارد، سیاستگذار الزاماتی را برای بازگشایی بورس در وضعیت پس از جنگ دنبال میکند که مهمترین آنها بازگشت لایهای و تدریجی معاملات با هدف جلوگیری از شوک قیمتی و مدیریت نقدینگی است.
با این حال سرنوشت بازار سرمایه در ماههای آینده تا حد قابل توجهی به مسیر مذاکرات سیاسی و فضای بینالمللی گره خورده است. در سناریوی آتشبس بدون رفع تحریمها، جذابیت بازار سرمایه عمدتا متکی به جذابیتهای نسبی در مقایسه با سایر بازارهای موازی نظیر ارز، طلا و مسکن خواهد بود.
بر اساس تحلیلهای اقتصادی، مهمترین الزامات بازگشایی کامل بازار سهام در ایام پس از جنگ و آتشبس عبارت است از این که بازگشایی باید با شفافیت کامل از میزان خسارت شرکتها همراه باشد و امکان معامله برای سهامداران فراهم شود. در غیر این صورت عدم قطعیت ناشی از توقف طولانی معاملات خود به مهمترین عامل تخریبکننده ارزش بازار تبدیل خواهد شد. در یک سناریوی خوشبینانه، اگر آتشبس تداوم یابد و نشانههایی از کاهش تحریمها ظاهر شود، شاخص کل بورس تهران میتواند مسیر صعودی خود را از سر گیرد. در سناریوی بدبینانه، ادامه تعلیق طولانی نمادهای بزرگ و عدم شفافیت میتواند شاخص را در سطح پایینتری نگه دارد؛ بنابراین انتخاب مسیر صحیح مدیریت بازگشایی، نقشی تعیینکننده در آینده بازار سرمایه خواهد داشت.
نگاه به جهان؛ تجربه کشورهای نوظهور و درسهای آن برای ایران
نگاه به تجربه کشورهای دیگر میتواند چراغ راهی برای مسیر پیش روی بازار سرمایه ایران باشد. در دهههای اخیر، بسیاری از اقتصادهای نوظهور جهان مسیر توسعه بازار سرمایه خود را با موفقیت طی کردهاند. کره جنوبی با اصلاح قوانین بازار سرمایه و جذب سرمایهگذاران خارجی توانست بورس خود را به یکی از پویاترین بازارهای آسیا تبدیل کند. ترکیه با افزایش شفافیت و راهاندازی بازار مشتقه، عمق بازار سرمایه خود را به طور چشمگیری افزایش داد.
مالزی با تمرکز بر حاکمیت شرکتی و حمایت از سهامداران خرد، توانست پس از بحران مالی آسیا، سریعترین بهبود را در منطقه تجربه کند. هند نیز با آزادسازی بازار سرمایه و پذیرش فناوریهای نوین معاملاتی، امروز به عنوان یکی از بزرگترین بازارهای جهان شناخته میشود. درس اصلی از تجربه این کشورها این است که توسعه بازار سرمایه نیازمند شفافیت، نقدشوندگی و آزادی عمل است. هیچ یک از این کشورها با توسل به سیاستهای دستوری و دیکتهای بر بازار نتوانستهاند به بلوغ و کارایی دست یابند.
بلکه همه آنها با اصلاح ساختارهای حقوقی و نظارتی، بهبود شفافیت اطلاعاتی و تقویت حاکمیت شرکتی توانستهاند سرمایهگذاران داخلی و خارجی را به بازار خود جلب کنند. در ایران نیز ما شاهد گامهای اولیه و امیدوارکننده در این مسیر هستیم. از تصویب قوانین جدید برای تسهیل عرضه اولیه شرکتها و افزایش شفافیت گرفته تا راهاندازی ابزارهای نوین مالی مانند صندوقهای سرمایهگذاری جسورانه و تامین مالی جمعی. بازار سرمایه ایران در چهار دهه گذشته جهشی کمسابقه داشته است. شمار شرکتهای پذیرفته شده از چند ده شرکت در اوایل انقلاب به چند برابر آن افزایش یافته و ارزش معاملات نیز رشد تصاعدی داشته است.
این رشد نشان میدهد که جامعه ایرانی به تدریج به اهمیت بازار سرمایه به عنوان بستری برای تامین مالی بنگاهها و فرصتی برای سرمایهگذاری آگاهانه پی برده است. با این حال فاصله ایران تا بازارهای پیشرفته همچنان زیاد است. نسبت ارزش بازار سرمایه به تولید ناخالص داخلی در ایران به مراتب پایینتر از کشورهای موفق منطقه و جهان است. این شکاف نشان میدهد که پتانسیل رشد عظیمی پیش روی بازار سرمایه ایران قرار دارد، مشروط بر آنکه مسیر باز و رقابتی حفظ شود.
تابآوری بازار سرمایه ایران در برابر شوکهای اقتصاد کلان
نکته قابل توجه دیگر در تحلیل وضعیت بازار سرمایه ایران، تابآوری و مقاومت آن در برابر شوکهای اقتصاد کلان و تحریمهای بینالمللی است. مطالعات علمی نشان میدهد که سهام اسلامی در ایران در مقایسه با سهام متعارف از انعطافپذیری بیشتری برخوردار است و نوسان کمتری از خود نشان میدهد. تاثیر شوکهای اقتصاد کلان بر سهام اسلامی با گذشت زمان کاهش مییابد که این خود به معنای کارایی بالاتر بازار و توانایی بهبود سریعتر از اختلالات است.
در مقابل، سهام متعارف واکنش پایدارتری به شوکها نشان میدهند که بیانگر آسیبپذیری بالاتر و وجود ناکارایی در این بخش از بازار است. در کنار این موضوع، پژوهشها به بررسی تاثیر نامتقارن عدم اطمینان سیاست اقتصادی داخلی و جهانی بر بازده بازار سهام ایران پرداختهاند. این مطالعات نشان میدهد که شوکهای مثبت و منفی ناشی از عدم اطمینان سیاست داخلی اثرات معناداری بر بازده شاخص سهام دارند.
همچنین شوکهای عدم اطمینان جهانی نیز در کوتاهمدت اثراتی معنادار از خود بر جای میگذارند. این یافتهها تاکید میکند که حتی یک بازار سرمایه نسبتا پیشرفته و بالغ نیز در برابر نوسانات ناشی از سیاستهای داخلی و جهانی مصون نیست. اما نکته امیدوارکننده آن است که بازار سرمایه ایران نشان داده با وجود تمامی این شوکها توانایی بازگشت به مسیر تعادلی خود را دارد، مشروط بر آنکه فضای باز و رقابتی برای فعالیت آن حفظ شود. تحلیل روند شاخص کل بورس تهران در سالهای اخیر نشان میدهد که میانگین زمان بازگشت به تعادل پس از یک شوک بزرگ به تدریج کاهش یافته است.
این روند نزولی به وضوح نشان میدهد که بازار سرمایه ایران به تدریج تابآورتر شده و سرعت بهبود آن پس از بحرانها افزایش یافته است؛ بنابراین ادعای اینکه بازار سرمایه ایران هنوز نابالغ و شکننده است و نیاز به مدیریت دستوری دارد، با شواهد تجربی همخوانی ندارد. واقعیت آن است که بازار در مسیر بلوغ قرار دارد و هرچه فضای بازتری به آن داده شود، تابآوری آن بیشتر خواهد شد.
نقش نهادهای مالی و سرمایهگذاران نهادی در تثبیت بازار
یکی از ارکان کلیدی بلوغ بازار سرمایه، رشد و توسعه نهادهای مالی و افزایش سهم سرمایهگذاران نهادی است. صندوقهای سرمایهگذاری، شرکتهای تامین سرمایه، صندوقهای بازنشستگی و شرکتهای بیمه میتوانند به عنوان تثبیتکنندههای طبیعی بازار عمل کنند. در بازارهای توسعهیافته، سهم سرمایهگذاران نهادی از کل معاملات بسیار بالاست.
در ایران این سهم در مسیر افزایش قرار دارد. شمار صندوقهای سرمایهگذاری مجاز در ایران در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته و دارایی تحت مدیریت این صندوقها نیز به سطح بیسابقهای رسیده است. این رشد نشان میدهد که سرمایهگذاران خرد به تدریج به جای معامله مستقیم و هیجانی، به سرمایهگذاری غیرمستقیم و حرفهای از طریق صندوقها روی میآورند. این یک نشانه قوی از بلوغ بازار است. در دوره تعطیلی نزدیک به هشتاد روزه، صندوقهای سرمایهگذاری با وجود عدم امکان معامله، توانستند با مدیریت نقدینگی و تنوعبخشی، زیان سهامداران خود را به میزان قابل توجهی کمتر از زیان شاخص کل نگه دارند.
این عملکرد نشان میدهد که تقویت نهادهای مالی میتواند نقش مهمی در کاهش آسیبپذیری بازار در برابر بحرانها ایفا کند؛ بنابراین یکی از سیاستهای حمایتی غیردستوری که باید به طور جدی دنبال شود، تسهیل فعالیت نهادهای مالی و تشویق سرمایهگذاران خرد به ورود به بازار از طریق این نهادها است. این رویکرد به مراتب موثرتر از تعیین دستوری قیمت یا تعطیلی نمادها خواهد بود.
در جمعبندی مباحث مطرح شده باید گفت که بازار سرمایه ایران در مسیر بلوغ و تکامل گام برمیدارد. مسیری که شتاب آن در سالهای اخیر افزایش یافته و نشانههای امیدوارکننده از پیشرفت و توسعه این بازار در دسترس است. با این حال برای آنکه این مسیر تداوم یابد و بازار سرمایه بتواند به وظیفه اصلی خود یعنی تامین مالی پایدار بنگاههای اقتصادی و کشف قیمت عادلانه داراییها عمل کند، ضروری است که فضای باز و رقابتی این بازار حفظ شود.
باز بودن بازار سرمایه به معنای عدم دخالت دستوری و دیکتهای در فرایند کشف قیمت و معاملات است. هرگونه تلاش برای بستن بازار به بهانه حفظ ثبات یا کنترل قیمتها، نه تنها ثبات را به همراه نمیآورد بلکه اعتماد سرمایهگذاران را تخریب کرده و زمینههای خروج سرمایه و کاهش نقدشوندگی را فراهم میآورد. در دوره حساس کنونی که ایران از یک سو در آتشبس به سر میبرد و از سوی دیگر نیازمند جذب سرمایه و خروج از رکود تورمی است، حفظ و تقویت بازار سرمایه به عنوان یک نهاد مالی بالغ و شفاف از اولویتهای کلیدی سیاست اقتصادی محسوب میشود.
بر اساس تحلیلهای ارائه شده، توصیههای سیاستی زیر قابل طرح است. نخست، بازگشایی کامل و سریع تمام نمادهای تعلیق شده همراه با انتشار شفاف و دقیق گزارش خسارت هر شرکت به صورت جداگانه. دوم، عدم تکرار تعطیلی کلی بازار در آینده و جایگزینی آن با توقف موقت و هدفمند نمادهای آسیبدیده به مدت محدود و معقول. سوم، تقویت صندوقهای تثبیت بازار با منابع پایدار و شفاف و عدم استفاده از این صندوقها برای اهداف قیمتگذاری دستوری. چهارم، تسهیل ورود سرمایهگذاران نهادی و توسعه صندوقهای سرمایهگذاری متنوع.
پنجم، الزام همه شرکتهای بورسی به رعایت استانداردهای حاکمیت شرکتی و افشای بهموقع اطلاعات. ششم، ایجاد سازوکارهای حقوقی برای حمایت واقعی از سهامداران خرد در برابر تصمیمات هیجانی یا دستوری. هفتم، کاهش وابستگی تصمیمات بازار سرمایه به ملاحظات امنیتی و سیاسی و بازگرداندن آن به قلمرو تخصصی اقتصاد مالی. هشتم، برگزاری منظم جلسات پرسش و پاسخ با سرمایهگذاران خرد برای کاهش عدم قطعیت و افزایش اعتماد. نهم، تدوین و اعلام عمومی یک برنامه شفاف برای بازگشایی مرحلهای با معیارهای کمی و قابل راستیآزمایی. دهم، بهرهگیری از تجربیات موفق کشورهای نوظهور در مدیریت بحرانهای بازار سرمایه و بومیسازی آنها با شرایط ایران.
توسعه بازار سرمایه نیازمند شفافیت، قواعد روشن و حاکمیت قانون است. اگر سیاستگذار بتواند این اصول را محقق سازد و بازار سرمایه را به عنوان یک نهاد مستقل و برخوردار از قواعد شفاف بپذیرد، آنگاه این بازار خواهد توانست موتور محرک رشد و توسعه اقتصادی ایران در سالهای آینده باشد.
بازار سرمایه نه یک تهدید که یک فرصت بزرگ برای اقتصاد ایران است. فرصتی برای تامین مالی تولید، خلق ثروت برای عموم مردم و کاهش وابستگی به منابع نفتی. اما برای تحقق این فرصت، باید به بازار سرمایه اعتماد کرد و اجازه داد که نفس بکشد و مسیر بلوغ خود را طی کند. بازار سرمایه ایران در حال سپری کردن دوران پس از بحران است و تصمیمهایی که امروز گرفته میشود، مسیر این بازار را برای سالهای آینده تعیین خواهد کرد. انتخاب میان بازار آزاد و رقابتی از یک سو و بازار دیکتهای و بسته از سوی دیگر، انتخابی است که سرنوشت اقتصاد ایران را رقم خواهد زد. امید است که خرد جمعی و دانش اقتصادی بر تصمیمات آینده حاکم شود و بازار سرمایه ایران بتواند با قدرت به مسیر صعودی و رو به بلوغ خود ادامه دهد.




